خاطره گویی مدیرکل ورزش اصفهان از روزهای جهاد و حماسه چاپ
10/7/1395 2:03:20 PM
خاطره گویی مدیرکل ورزش اصفهان از روزهای جهاد و حماسه

از آر پی جی های نم کشیده تا یک قدمی شهادت


در منطقه دیگری من پشت تیربار بودم که نوار تیربار پاره شد و من خم شدم تا آن را بردارم و وصل کنم، جایی که سر من بود دقیقا یک گلوله رسام شلیک شد. خم شدن من شاید کمتر از چند ثانیه طول کشید و مشخص شد که یکی از تک تیراندازهای عراقی پیشانی من را هدف گرفته بود.

به گزارش صاحب نیوز، به مناسبت هفته دفاع مقدس سری به دکتر سلطان حسینی، مدیرکل ورزش و جوانان استان اصفهان زدیم و پای خاطرات جنگ تحمیلی از زبان دکتر نشستیم.

شما را به خواندن این مصاحبه دعوت می کنم؛

ورود به جبهه ها از سنین نوجوانی

با شروع انقلاب ما که تقریبا ۱۳ ساله بودیم، مانند بقیه نوجوانان در برخی از فعالیت ها مانند تظاهرات علیه رژیم شاه و… شرکت می کردیم. یک سال و نیم بعد از انقلاب که جنگ شروع شد و امام فرمان تشکیل بسیج بیست میلیونی را دادند، مساجد، پایگاهی برای جذب و آموزش نیروهای مردمی شده بود.

مسجد بقیه الله در خیابان چهارباغ خواجو پایگاه ما شده بود و آنجا آموزش نظامی می دیدیم. در سال اول جنگ به خاطر شرایط سنی اعزام بچه های ۱۳ و ۱۴ ساله کمتر بود ولی اواخر سال ۶۰ همزمان با عملیات فتح المبین ما ثبت نام کردیم و برای عملیات بیت المقدس در پایگاه غدیر اصفهان آموزش دیدیم.
بسیاری از فرماندهان پایگاه غدیر مانند شهید جلال افشار آموزش ما را برعهده داشتند. در مراحل آخر عملیات بیت المقدس و اوایل عملیات رمضان ما اعزام شدیم. در عملیات هایی مانند مطلع الفجر، والفجر مقدماتی، محرم، والفجر چهار، والفجر هشت، کربلای چهار و پنج با توفیق خداوند در جبهه حضور داشتم.

در عملیات والفجر ۴ با سردار رشید اسلام جانباز سید حبیب اعتصامی و برخی از دوستان دیگر در حوزه ادوات لشکر امام حسین(ع) در غرب بودیم. برخی مناطق به عنوان نیروی پیاده و برخی دیگر با مسئولیت هایی مانند معاون گروهان در عملیات کربلای ۴ و پنج بودیم.

جبهه سراسر خاطره است و دلیل آن این است که ما جایی رفتیم که تا قبل از آن هیچگاه چنین جایی  نداشتیم. افرادی که در آن زمان وارد جبهه می شدند اکثرا سنین زیر ۱۸ ساله بودند و امروزه شاهدیم که این سنین دوران گشت و گذار و تفریح و بازی ها است ولی در آن دوران بچه ۱۳ ساله را می دیدیم که وارد عرصه ای شده اند که از لحاظ تئوریسم در آن عرصه باید در تخصص های نظامی شرکت می کردند، باید افراد توانمند از لحاظ جسمانی شرکت می کردند.

شاید در جنگ های معمولی دنیا که نگاه کنیم افرادی را به عنوان مزدور نام می برند که پول می گیرند و برای کشورهای دیگر وارد جنگ می شوند مانند کشور عراق که از سودان و لیبی و … علیه ما می جنگیدند، ولی بچه های جنگ ما چیزی جز اجرای فرمان امام و رهبرشان و حفظ و حراست از مرز و بوم کشور خود نداشتند.

با دوستانی که همبازی بودیم می دیدیم که در یک لحظه جلوی چشمان شهید می شوند. در برخی مواقع روحیه ما خوب بود، در برخی مواقع مال خود نبودیم و مهم ترین چیزی که در خاطر من است آدم وقتی بعد از اینکه یکی دو ماه در جبهه می ماند آمدن در شهر برایش خیلی خسته کننده می شد و اصلا نمی توانست در شهر زندگی کند نه به خاطر اینکه از زندگی خسته شده باشد، روحیاتش جوری می شد که جز معبود و عشق به دین و وطن چیزی مد نظرش نبود.

جبهه جز سختی چیزی نداشت ولی آنجا بچه هایی که شاید مادرشان صبح ها با ناز و نوازش برای نماز از خواب بیدارشان می کردند، زودتر از اذان صبح نماز شبش را هم خوانده بود و برای جماعت صبح آماده شده بود. در جبهه کسی گناه نمی دید و با توجه به آموزه هایی که توسط عقیدتی و فرهنگی لشگر انجام شده بود بچه ها رشد می کردند و محرمات را کمتر انجام می دادند و به انجام واجبات مقید می شدند.

این ها تنها چیزی را که جلوی خود می دیدند مرگ بود و هر عملیاتی که می شد درصدی از بچه ها یا شهید و یا مجروح بودند. همه اینها باعث می شد که آدم جز خدا به چیزی فکر نکند و افکارش خدایی شود.

اگر امروز شما می بینید که مثلا سرلشگر احمد کاظمی قبل از به شهادت رسیدن از خداوند طلب شهادت می کند می داند که چه چیز و موهبتی را از دست داده است و از چه قافله ای باز مانده است. کسانی که بیشتر در جبهه بوده اند بیشتر درک می کنند ولی اگر حتی یک روز هم وارد این عرصه می شدند درک آن لحظه و موقعیت شاید باعث ساخته شدن در مقابل بسیاری از مسائل و مشکلات فعلی شده بود.

نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که شما مثلا به زیارت یکی از ائمه می روید، در آن زمان کوتاه نسبت به تمام عمر ما چیزی محسوب نمی شود ولی آنقدر خاطره ایجاد می شود که سالها در ذهن می ماند، جبهه هم همینطور است. بی واسطه صحبت کردن با خدا در جبهه ها دیده شده است.
شما از کسانی که در جبهه حضور داشتند بعد از مدت ۳۰ سال و با همه این مشکلات و ناملایملات، سوء مدیریت ها و اختلاس ها و…. صحبت کنید باز هم حاضرند به جبهه بروند.

در حوزه ورزش مقام های قهرمانی متعددی پیش می آید، یا در دانشگاه و درس خواندن و دستاوردهای دیگری که در طول زندگی به دست می آید، ولی آن چند سالی که من توفیق حضور در جبهه داشتم اصلا قابل مقایسه با این توفیقات دنیوی نیست.
شاید هیچ جنگی در تاریخ وجود نداشته باشد که غرب و شرق و کشورهای میانه رو دست به دست هم داده باشند تا علیه یک ملت بجنگند. امروز شما در سوریه می بینید که شاید روسیه از آن حمایت می کند و دنیای غرب با او مخالف است ولی در آن زمان هیچ کشوری از ما دفاع نمی کرد. تمام کشورهای دنیا ما را محروم کرده بوند و حتی از فروختن سیم خاردار به ما اجتناب می کردند.
چه عاملی باعث موفقیت ما شد و نگذاشتیم حتی یک وجب از خاکمان به تاراج رود؟ دلیلش تنها این است که جوانانی که شرکت می کردند هدفشان تنها رضای خدا بود و همین باعث شده بود که از مرگ نهراسند.
شاید انسان ها تاسف های زیادی در زندگی داشته باشند ولی من به شخصه بزرگترین تاسفم در زندگی این است که چرا آن دورانی که می توانستم بیشتر به جبهه بروم کمتر رفتم. من غبطه کسانی را می خورم که در بسیاری از عملیات ها همرزم بودیم و امروز در گلستان شهدا پر کشیده اند به جایی که باید می رسیدند و ما هنوز مانده ایم. امیدواریم خدواند به ما توفیق دهد تا در مسیری که آنها قرار گرفته اند بتوانیم قرار بگیریم.

آرپیچی های نم کشیده

باران آمده بود و ما آرپیچی ها کمی نم کشیده بود. چند عراقی آمده بودند پشت تانک ها که من و چند دوست دیگر متوجه آنها شدیم. می خواستیم با آرپیچی ها به آنها شلیک کنیم که نشد. من فکر کردم که آرپیچی درست سر جایش نیست و آمدم ببینم که در همان لحظه شلیک شد و خدا رحم کرد که اتفاق خاصی رخ نداد.

در منطقه دیگری من پشت تیربار بودم که نوار تیربار پاره شد و من خم شدم تا آن را بردارم و وصل کنم، جایی که سر من بود دقیقا یک گلوله رسام شلیک شد. خم شدن من شاید کمتر از چند ثانیه طول کشید و مشخص شد که یکی از تک تیراندازهای عراقی پیشانی من را هدف گرفته بود.

دکتر سلطان حسینی در پایان عکسی را نشان داد که قبل از آغاز یکی از عملیات ها گرفته شده بود و با بغض به همرزمان شهیدش در عکس، اشاره می کرد.


نظرات شما

نام:  
نام خانوادگی :  
پست الکترونیکی:  
آدرس وب  
نظر شما :  

سخن روز
پایگاه خبری ورزش اصفهان / بخش سمت راست / سایر خبر ها / خاطره گویی مدیرکل ورزش اصفهان از روزهای جهاد و حماسه
پیوندها
گزارش تصویری
دوره توانمند سازی رسانه و فضای مجازی 29 مهر
مسابقات دارت کارکنان ادارات استان اصفهان گرامیداشت هفته تربیت بدنی 29 مهر
مراسم عزاداری کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان در دهه دوم محرم 29 مهر
معرفی پیشکسوتان
نظرسنجی
به نظر شما سهم ورزش بانوان استان اصفهان در پوشش رسانه های استان چقدر است؟






آمار بازدید سایت